#roof 2.189M Posts

Banco de la Nación Argentina la tercera cúpula interna más grande del mundo... The Argentina National Bank the third biggest internal dome in the world... #bancodelanacion #Argentina #Cupula #techo #luces #banco #moneda #dinero #economia #buenosaires #buenosairesciudad #nochedelosmuseos #dome #roof #lights #bank #coin #money #economy
. یک زمانی خواهرم گفت زندگی که همش کتابخونه رفتن نیست. بزرگ می شی تغییر می کنی و تازه می فهمی معنی زندگی رو. نه بزرگ شدم و نه فهمیدم. مدت ها بود که کتابخانه نرفته بودم. پایین خانه مان یک کتابخانه است که کتاب قرض می دهد و جایی برای نشستن و میز و صندلی و.. اهالی ساختمان هم گاهی می آیند و جشن می گیرند و فیلم می بینند و... . جایی نیست برای به نظاره ایستادن و از آدم ها انرژی گرفتن. اینجا را می شناختم. انقدر می شناختم که بهشت دوم زندگی م بود. اما مدت ها بود نرفته بودم. نمی دانم چرا تنللی می کردم. دلیل های واهی داشتم مثل اینکه این همه کتابخانه ی دور و نزدیک که می توانی بدون سوار شدن اتوبوس به آن برسی. یا می گفتم اوه نه اگر ساعت هشت صبح بیدار شدم و بلافاصله رفتم خوب است و در غیر اینصورت نمی روم. یا می گفتم رفت و برگشتش می شود هفت دلار و برای اینکه به خودم عذاب وجدان بیشتری تزریق کنم به ریال ضربدر چهار می کردم و خیلی سریع می گفتم خانه ی به این قشنگی و مرتبی و ساکتی مگر مریضی؟ و بدین ترتیب بهشت تا مدت ها خموش بود. . رفتم. شهر نورانی بود و همه جا درخت های کریمس گذاشته بودندو میسیز داشت عروسک هایش را پشت ویترین می چید و موسیقی های مخصوص کریسمس از همین حالا در شهر بود و... . از پارک رد شدم و وارد بهشت دوم زندگی ام شدم. در ورودی بهشت کیف ها را نگاه می کنند. من یک نان کروسان داشتم که تعذیه ی روزم بود.به نان زنده ام و این باعث می شود از این رنج لذت ببرم. از اینکه صرفا نانی می خورم و بطری آبی. این به نوعی هفت دلار رفت و برگشت را جبران می کند. . بهشت داشت من را عروج می بخشید. حال خوبی داشتم. آدم ها. آدم های زیاد با خودکار و لپ تاپ و کاغذ و نوشتن و سرچ کردن و کتاب ها و سقفی که پر از فرشته و نقاشی بود و توریست ها که هر ثانیه داخل سالن می شدند و ما توی عکس هایشان بودیم و در سرتاسر جهان پخش می شدیم. . بهشت من را زنده کرده بود. مثل سال های هیجده سالگی و شش سال بعد از آن زیستن در بهشت اولم که کتابخانه ی مرکزی دانشگاه تهران بود. آن سال های سالم و پر نفس انگار دوباره ریخته بودند توی جانم... . .
Street Dreams. //35mm
#честно #поражаюсь тому как #встреча с #одним конкретным #человеком #может #помочь #больше , чем #десятки " #умных" #книг и #сотни #полезных #советов!;) )) которые тоже нужны. это #правда #радует !:) )) #сильно радует. - #Думаю смотря в #потолок ... !;) #ceiling #roof . #всемусвоевремя !;) это #правда !;) :) абсолютно #minimal #thoughts I.m very impressed with that fact. That one acquainstanship / #meeting with a person can change everything more ,than alot of clever books and good advises ever could... !;) #Yes !;) #allingoodtime Забыла идеому про #flower and #season .i have forgot how spells that locution )) :3