Nastaran Farjadpezeshk

Nastaran Farjadpezeshk @nastaran__fp

Paying attention to what the child in my heart tells me and capturing the simple life events.

A worker is fixing the scaffolds behind a blue jute which is used for covering the construction process in urban projects. كارگري در حال ثابت كردنِ داربست، در پشت پوشش آبي است، از چتايي هاي پلاستيكي براي پوشش مراحل بازسازي در پروژه هاي شهري استفاده مي شود. #WHPperfectpair
كارگران حرم در حال جمع آوري كبوتران و تميز كردن محل تجمع آنها هستند. به علت تجمع زياد كبوتران، كارگران، هفته اي يكبار تعدادي از آنها را جمع آوري كرده و در مكان مشخصي نگهداري مي كنند. The shrine's workers are collecting pigeons and cleaning their gathering place. Because of the high accumulation of pigeons in this place, once a week they collect and keep some of them at a certain place. #5aqaks96
زائرين پياده، نمادهاي عزاداري شان را از خيابان هاي اطراف حرم عبور مي دهند. The pedestrian pilgrams passed their mouring signs carefully around the holly shrine. #5aqaks96
Childhood #5aqaks96
محمد، ١٤ ساله، از روستاي بوژان (توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور) به مشهد آمده. او سه تا از كبوترهايش را براي شفاي خواهر كوچكترش نذر حرم امام رضا كرده است. 14 year-old Mohammad has come from Buzhan (in the central district of Nishabur county) to Mashhad. He has avowed three of his pieogens to Imam Reza's shrine, In the hopes of getting his younger sister healed. #5aqaks96
Chilhood #5aqaks96
United colors #5aqaks96
The children entertain themselves with waving the religious flags at a corner of holly shrine. كودكان در گوشه اي از حرم با حركت دادن پرچم هاي مذهبي خود را سرگرم مي كنند. #5aqaks96
The children entertain themselves with the plastic bags at a corner of holly shrine where the commemoration of the martyr is held. كودكان در گوشه اي از حرم كه بزرگداشت شهدا برگزار مي شود، با بازي كردن با كيسه هاي پلاستيكي خود را سرگرم مي كنند. #5aqaks96
. تعدادي از زائرين براي نماز خواندن آماده مي شوند، در حاليكه كودكانشان با شركت در مسابقه نقاشي در گوشه اي از حرم سرگرم مي شوند. The pilgrims are getting ready for praying while their children entertain themselves with the shrine's painting competition. #5aqaks96
. هاجر، ٣٤ ساله، از يكي از روستاهاي اطراف استان گلستان، به مشهد آمده است. او مسئول نگهداري از گهواره علي اصغر در امام زاده روستايشان است، اهالي روستا اعتقاد دارند زناني كه صاحب فرزند نميشوند با نذر كردن و دخيل بستن به اين گهواره و آوردن نذورات در روز شهادت امام حسين به مشهد، حاجت مي گيرند. 34 year-old Hajar has come from one of the northern villages of Iran to Mashhad. She is responsible for taking care of the so-called Ali-Asghar's cradle who was the son of Imam Housein. Every year on the day of Imam Husein's martyrdom she brings this cradle from the Imamzade of her village to Mashhad. The villagers believe that the infertile women through avowing and tying a piece of cloth to the cradle and bringing them to the Imam Reza's shrine would be fertile again.
The dream of many generations • روياي چندين نسل #5aqaks96
. امروز يكي از عكس هايم در بخش پروژه هاي هفتگي اينستاگرام منتشر شد. از تيم اينستاگرام ممنونم براي معرفي عكس من در صفحه رسمي شان. از معلم خوبم، كيارنگ علايي ممنونم كه هميشه بهترين راهنما و پشتيبانِ من است و ممنونم از اينكه در سخت ترين و پر مشغله ترين روزها پشت شاگردانش را خالي نمي كند. سپاسگزارم از دوستان جديدي كه با حضور مجازي و لطف حقيقي شان همراهي ام مي كنند. Today one my photos was chosen in weekly projects by instagram. I wanna thank instagram team for featuring my photo on their official page. I would like to thank my dear master @Kiarang_Alaei who has always been my mentor and supported me. And I'm really grateful that through all of the ups and downs of his own life he has never stopped backing and supporting his students. I'm thankful to all my new friends who accompany me with their virtual existance and real kindness.
. زن جوان، بعد از اتمام كار، وسايل ماهيگيري را به خانه مي برد. ‏After being done with her job, the young woman is carrying the fishing tackles home.
. رحمت، ٤٠ ساله، ماهيگير است، او از اوضاع درآمد و سختيِ كارش رضايتي ندارد. با اين وجود، او اگر صيد بهتري داشته باشد، هر روز، يك ماهي تازه را به عنوان خوراك به سگ نگهبانش مي دهد. 40 year-old rahmat is a fisherman, he is not happy about his income and the hardships and difficulties of his job. However, in the days that he fishes a better catch, he feeds his gaurd dog a newly-caught fresh fish.
. حالا، دقيقا يك سال گذشته، يك سال از عجيب ترين سال هاي عمرم، از روزهايي كه انگار خدا تصميم گرفته بود، دلبستگي هايم را يكي يكي بگيرد... از روزي كه بيماري ات تشخيص داده شد، اصلاً باور نداشتم كه خوب نميشوي، اينقدر به بهبود و زنده ماندنت اميد داشتم كه فقط جلوي پايم را مي ديدم، فقط فكر مي كردم اگر قرص هايت با هزار بدبختي از كانادا بيايد، تو خوب ميشوي. بهت مي گفتم: " عسل؛ من تلاش مي كنم، تو خوب ميشوي، تو هم قول بده كه مقاومت كني!!!. در جواب، كلي دم تكان ميدادي و مي بوسيدي ام..." نميدانم كه چه شدي؟!؟! من هيچ چيزي از معادلات درد و تومور مغزي و صرع و تشنج نمي دانم، دوست هم ندارم كه بدانم... تنها چيزي كه فهميدم اين بود كه تو چندين بار در روز تشنج مي كردي و من آنقدر نوازشت مي كردم و اشك مي ريختم تا به هوش بيايي. شايد اين يعني آخرِ بيماري لعنتيِ كوشينگ... آن شبِ آخر، شبي كه ديگر حتي يك قطره خون نداشتي براي آزمايش، شبي كه ديگر نمي توانستي نفس بكشي، بدنت ديگر سِرُم را هم قبول نمي كرد، تا صبح كنار پنجره با هم بيدار بوديم، تصميم گرفتم كه به خودخواهي ام پايان دهم، مي دانستم كه خودت هم آرامش مي خواهي، بهت قول دادم كه مامان را هم قانع كنم كه فردا صبح به آرامش هميشگي برسي و تو با ناتواني تمام دمت را تكان دادي... دقيقاً يك سال قبل، در اين گوشه دنج، بالشت را زير سرت گذاشتم، لاي پتوي هميشگي ات پيچيدمت و با دست هاي خودم به خاك سپردمت، مثل يك گياه تو را كاشتم. حالا اينجا، مهرباني و وفا به بار آمده، تو درخت شده اي، درخت بخشنده، زمستان و تابستان سايه بان و مأمن سگ هاي ديگر در سرما و گرما هستي... در اين يك سال هر لحظه، در خواب و در بيداري به يادت بودم، صدايت كردم، بغض كردم و گوشه گوشه خانه را گشتم، آرزو كردم كاش ميشد يكبار ديگر در آغوش بگيرمت، نوازشت كنم، شانه ات بزنم، ببويمت و چرك هاي چشم هاي نابينايت را تميز كنم، اما نميشد كه نميشد... هفت سال قبل وقتي ده روزه بودي، هدايت تو را به خانه مان آورد. شش سال حضورت در زندگي مان شبيه معجزه بود، با رفتنت فهميدم كه در اين دنيا هيچ چيز ماندني نيست. اما تو تا ابد زنده اي، نه در خانه كه در جايي عميق تر، عشقي كه در قلبم كاشتي، تا هميشه با من است، عشقي كه شايد هيچ انساني نمي توانست به من هديه بدهد... عسل ِ جانم؛ قول ميدهم كه محافظ عشق خالص و پاكت باشم و تكثيرش كنم، فقط تو هم قول بده، در رويا هم كه شده دمت را برايم تكان دهي...
14 year-old Mahdi, every summer goes to grease barrels warehouse with his father. They work at the setting and loading branch for exportations to Afghanistan. مهدي، ١٤ ساله، تابستان ها، به همراه پدرش به كارگاه نگهداريِ بشكه هاي روغن مي آيد. آنها در قسمت چيدن و بارگيري براي ارسال به كشور افغانستان كار مي كنند.
▪️Motherhood ▪️ #5aqaks96
A family has come from Minab to Mashhad. They are looking for a place to settle. They say: "Since Mashhad is so crowded these days and the expenses are high, most of the pilgrims prefer to spend the nights in the streets near the Emam Reza shrine." خانواده اي از ميناب براي زيارت امام رضا به مشهد آمده اند و منتظر پيدا كردن مكاني براي اسكان هستند. آنها مي گويند: به دليل گراني و شلوغي اين روزهاي مشهد، اغلب مسافران ترجيح مي دهند، شب را در خيابان هاي اطراف حرم به سر برند. #5aqaks96
4 year-old Arshia suffers from autism. His father says:"he is not able to communicate through his eyes,that's why whenever we take a picture of him, he never looks at the camera" His father, despite his own physical disabilities, has brought him from Shahrekord to Mashhad to get him healed. • ارشيا، ٤ ساله، مبتلا به اوتيسم است. پدرش مي گويد:" او فاقد ارتباط چشمي است و هيچ وقت براي عكس گرفتن به دوربين نگاه نمي كند". پدرش، با وجود معلوليت هاي جسمي، او را براي شفا از شهركرد به مشهد آورده است.