Comments
Trending Posts
一開始是看到牆面的壓克力架,就把想法丟給我朋友,後來朋友說做金屬的好了比較耐用,壓克力容易刮傷或黏灰塵,最後就變這樣了🤷🏼‍♂️ 終於稍微舒緩了桌面爆炸沒辦法再往上發展的困境👶🏻 整理完整個舒爽 想訂做的可以丟圖給鐵工廠看看 (我朋友說是認識的才幫我做啦不然太麻煩了~但如果是室內設計可以接) 如果要截圖使用請註明出處 #makeup #makeuptable #makeupjunkie #micasa #homedecor
♥︎ MAMA LOVES LLAMA ♥︎
Baby Cheshire Cat by Gakman Creatures on Etsy 💙💜
Enerjisi güzel bir kahvaltı enerjisi yüksek bir gün demektir doğallığa her renk yakışıyor dimi 💜sizde benim gibi alaskada yüksek tavanlı ağaç evlerde yaşamak isteyenlerdenmisiniz #homestyle #instahome #like4like #photographylover #turkinstagram #sunum #breakfast #kahvaltı #interior #interior2you #dekorasyonzevkim #homedecor #designer
I painted this piece as a note to self that creativity is a huge part of who I am and through any life challenge I will always be "Forever" an artist - Thanks so much to everyone who has shared this incredible journey with me! 🎨💋🙏 #painting #modernart #abstract #interiordesign #etsy #art #artwork #artgallery #contemporaryart #artforsale #wallart #design #gallery #interior #contemporaryart #originalartwork #paintings #home #decor #artist #oilpainting #homedecor #instaart #grunge #dress
مادر بزرگ مهره های تسبیحُ از زیرِ انگشتش رد کرد و بی هوا گفت : زمانِ ما که اینجوری نبود مادر جون! عیب بود اگه زن و شوهر بهم علاقه نشون بدن ، حتی رومون نمیشد همدیگرو به اسم صدا بزنیم ، من به آقا جونت میگفتم "آقا" اونم به من میگفت "خانم"... یه وقتایی هم که کِیفش کوک بود حاج خانم صدام میزد... اون موقع ها دوست داشتنُ با حرف نشون نمیدادن مادر... همین که مَردت ساعت دوازده ظهر با یه کیسه خرت و پرت و یه کیلو میوه ای که دوست داری میومد خونه یعنی خاطرتُ میخواست...! یادمه روزای اولی که واسه داییت بارداربودم دلم بدجور برا آلبالو خشکه پَر میکشید آقا جونت وقتی فهمید ، تا نُه ماه ظهرها که می اومد خونه اول یه پاکت پُر آلبالو خشکه میذاشت رو طاقچه و بعد بدونِ هیچ حرفی میرفت کنارِ حوض تا وضو بگیره ، منم به جای تشکر سجاده اش رو تو اتاق پهن میکردم و منتظر میشدم تا بیاد نماز بخونه ، اون موقع ها به این چیزا میگفتن دوست داشتن...! زن و شوهر زبونی بهم علاقه نشون نمیدادن ، اینکارا قباحت داشت... تو تمومِ این سالا فقط یه بار آقا جونت جلوی همه محبتش رو بهم نشون داد اونم وقتی بود که بچه اولمُ بدنیا آوردم ، یادمه وقتی که پسر کاکُل زریمونُ دید اومد جلوی همه سرمُ بوسید و همینجور که میخندید گفت : عجب گل پسری واسمون آوردی خانم... بمونه که اون روز از خجالت لپام گل انداخت و تا صبح تو چشماش نگاه نکردم... زمانِ ما حیا حرف اولُ میزد... تو خونه خودمونم چارقد سرمون بود ، فقط سالی یه بار یه سُرمه میکشیدیم تو چشمامون! اون موقع ها همه چیز فرق میکرد ، علاقه ها یه جور دیگه بود! الانُ نبین که دوست داشتنام فرق كرده، اینو که گفت اشک تو چشماش جمع شد ، عکسِ آقا جونُ گرفت تو بغلش و آروم گفت : آقا الان که من نمیبینمت ، ولی تو از اون دنیا منو میبینی ، تو که صدامو میشنوی ، میخوام بگم به اندازه تمامِ اون سال هایی که با چشمامون حرف میزدیم ، دوسِت دارم ؛ اندازه تمامِ اون آلبالو خشکه های سَرِ ظهرِ رو طاقچه "دوسِت دارم"...! #lovemylife #decorative #pink #loves_world #homedecor #